عشق من همسرمن بهترین گوهر من
ای همه دیده من عکس رخ زیبا یت
ای همه جان وتنم با د فدای قدمت
تو امید من و دنیای منی بوسه من به لبت
همسرم ای همه دنیای فدا کاری من
هر چه گویم ز تو و خوبیها یت
نتوانم که زبان قاصر از آن
همسرم شاخ گلم به تو دل می بندم
همسرم مونس تنها ئی من تو بگو لالا ئی
با صدای شادی با صدای گریه روی لبهات همیشه خنده
یک شب زندگی تو با من
جای صد ها شب وروز شادی
همسرم ای گل زیبای درخت جانم
همه دم یاد تو دارم نه به لحظه تمامی عمرم
( س نوید --همسرم)
+ نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 21:57  توسط صادی
|
ای خدای بزرگ مگر مرتکب چه گناه نا بخشودنی شده ام که این گونه باید هر زمان در رنج و ناله و درد و غم اسیر باشم . تویی که به من قلبو احساس داده ای و تویی که فرمودی دوست بدارید و محبت و وفا را شعار خویش بسازید. تویی مرا که تشنه محبت بودم در سر راه او قرار دادی و چشمهای جادویی و افسون گرش را که شاید زیبا ترین و گویا ترین پدیده قدرت تو است بر من دوختی از ان لحظه در اشک و خون وخستگی دل مردگی روز افزون غوطه ور شده ام نه توفیقی می یابم و نه تائیدی می بینم راه بازگشت ندارم و زندگیم پر از ظلمت و تباهی است خدایا تو را به فضل قدیمت سوگند می دهم که گشایشی بنما و در ی بگشا و بر میان سالیم و پیریم رحمتی کن این سوزی که اتش بر پیکر نا توانم می زند خاموش کن تا دلم این رنجهای بی حد را فراموش کند و قطره ای از شراب عشق و امید نوش نماید و ذره ای از محبتم را در دل همسرم قرار بده تا این که این همه ازارم ندهد و قسم های گذشته را یادش اورد این همه با من دورویی ننماید و دیگران را محرم خود نداند و مرا دشمن خویش خدایا از همه چیز بیزارم و دیگر هیچ عشقی در وجودم نمی بینم هیچ امیدی ندارم مثل یک مرده ی متحرک شده ام و از ظاهر سازی خسته ام .....................................
بهر هر کس می کنم جانم فدا مثل عقرب می زند نیشم چراااا
+ نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 18:42  توسط صادی
|